ترجمه "giovane" به فارسی
جوان, كوچِک, javân بهترین ترجمه های "giovane" به فارسی هستند.
giovane
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Nella prima parte della crescita o della vita.
-
جوان
adjectiveRacconta al mio giovane amico una bella storia.
یک داستان زیبا برای دوست جوان من تعریف کنید.
-
كوچِک
noun masculine -
javân
adjective
-
ترجمه های کمتر
- kam-senn
- khord-sâl
- برنا
- کوچِک
- pesar
- تراشنده
- جوانک
- خانم کوچولو
- زاده
- منگنه
- کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giovane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "giovane"
عباراتی شبیه به "giovane" با ترجمه به فارسی
-
سیمای مرد هنرآفرین در جوانی
-
سر شب است
-
جیوانی البر
-
ویلیام پیت جوانتر
-
آزادماهيان پا به دريا
-
آزادماهي پيشرس · بچه آزادماهي · ماهی آزاد
-
کارگران جوان
-
جانوران کمسن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن