ترجمه "giudeo" به فارسی
یهودی, جهود بهترین ترجمه های "giudeo" به فارسی هستند.
giudeo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
یهودی
nounPer esempio, il proconsole romano di Cipro aveva al suo seguito uno stregone giudeo.
برای مثال، فرماندار رومی در جزیره قبرس با جادوگری یهودی ارتباط داشت.
-
جهود
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giudeo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن