ترجمه "giurisdizione" به فارسی
حوزه قضایی, قلمرو قدرت بهترین ترجمه های "giurisdizione" به فارسی هستند.
giurisdizione
noun
feminine
دستور زبان
-
حوزه قضایی
noun feminineDi un crimine commesso nella mia giurisdizione.
از جنایتی که در حوزه قضایی من اتفاق افتاده.
-
قلمرو قدرت
noun feminineQuesta scena del crimine ora rientra nella giurisdizione della Homeland Security.
صحنه ي جرم در قلمرو قدرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giurisdizione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن