ترجمه "giustizia" به فارسی
ensâf, ʼedâlat, داد بهترین ترجمه های "giustizia" به فارسی هستند.
giustizia
noun
feminine
دستور زبان
-
ensâf
-
ʼedâlat
-
داد
nounFern era in piedi all'alba. a fare la paladina della giustizia.
فرن قبل از سپيده دم بيدار شد و دنيا رو از بي عدالتي نجات داد.
-
ترجمه های کمتر
- عدالت
- عدل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giustizia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "giustizia" با ترجمه به فارسی
-
اعدام کردن
-
همدست تائب
-
دیوان دادگستری بینالمللی
-
دیوان بینالمللی دادگستری
-
حزب عدالت و توسعه
-
dâdgostari
-
دادگاه · کاخ دادگستری
-
اعدام کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن