ترجمه "governatore" به فارسی

فرماندار, hâkem, حاکم بهترین ترجمه های "governatore" به فارسی هستند.

governatore noun masculine دستور زبان

Funzionario che dirige il governo di una colonia, stato o altra unità sub-nazionale.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرماندار

    noun

    Funzionario che dirige il governo di una colonia, stato o altra unità sub-nazionale.

    Un governatore ha dichiarato pubblicamente di rifiutare di leggere la ricerca.

    یک فرماندار آشکارا اعلام کرده است که نمیخواهد این تحقیقات را بخواند و بداند.

  • hâkem

  • حاکم

    noun masculine

    Sai come Claudio sopravvisse ad alcuni dei piu'brutali governatori del suo tempo?

    ميدوني چطوري کلاديوس بيشتر از حکام زمان خودش زنده موند ؟

  • ترجمه های کمتر

    • حکمران
    • فرمانده
    • فهرست فرمانداران کنونی ایالات متحده آمریکا
    • والی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " governatore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "governatore"

اضافه کردن

ترجمه های "governatore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه