ترجمه "grande" به فارسی
بزرگ, وسيع, bozorg بهترین ترجمه های "grande" به فارسی هستند.
grande
adjective
noun
masculine
دستور زبان
In modo maggiore. [..]
-
بزرگ
adjectiveSi può chiamare un gatto una piccola tigre, o chiamare una tigre grande gatto.
میتوان گربه را ببری کوچک، و ببر را گربهای بزرگ نامید.
-
وسيع
adjectiveLa Thorn ha l'hardware e la conoscenza che è facilmente adattabile allo scopo della grande azienda.
ثورن سخت افزار و دانش داره اين به آساني قابل توافقه براي پيشنهاد زمينهاي وسيع زراعي
-
bozorg
adjective
-
ترجمه های کمتر
- dorosht
- kabir
- kalân
- ʼazim
- بزرگسال
- مه
- بالاترین
- برجسته
- بُزُرگ
- بیشترین
- درندشت
- سترگ
- عظیم
- مبالغه آمیز
- متمایز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grande " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grande"
عباراتی شبیه به "grande" با ترجمه به فارسی
-
Hāvāiʾi
-
رودخانه ریوگراند
-
سجونگ کبیر
-
لبوسکی بزرگ
-
سيستم ام.اچ.سي · سيستم سازگاري بافتي ماژور · کمپلکس سازگاری بافتی ماژور
-
گیلانشاه معمولی
-
گراند كيمن
-
کشیم بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن