ترجمه "gruppo" به فارسی
گروه, dasté, goruh بهترین ترجمه های "gruppo" به فارسی هستند.
gruppo
noun
masculine
دستور زبان
Un insieme di persone che si riuscono socialmente. [..]
-
گروه
nounIo non credo nella terapia di gruppo.
من به گروه درمانی اعتقادی ندارم.
-
dasté
-
goruh
-
ترجمه های کمتر
- shabaké
- اجتماع
- ازدحام
- انبوه مردم
- انجمن
- جرگه
- جمعیت
- خوشه
- دسته
- شلوغی
- كلاستر
- مشتی
- گروه (ریاضی)
- گروه خون
- گروهی از اجسام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gruppo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gruppo"
عباراتی شبیه به "gruppo" با ترجمه به فارسی
-
گروه برادران/خواهران
-
نمایش گروه
-
تیمهای کاری
-
منبع تغذیه بدون وقفه
-
فراوردههاي فراوريشده · فراوردههای فراوریشده · فراوردههای پردازششده · محصولات فراوریشده · گروههاي فراورده
-
ساختار اسپینل
-
نیجریت
-
زراعت تعاونی · زراعت مشترك · زراعت گروهي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن