ترجمه "gufi" به فارسی
جغدها, بوفها بهترین ترجمه های "gufi" به فارسی هستند.
gufi
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
جغدها
nounA volte, nel deserto, è capitato che un gufo si addormentasse al chiaro di luna.
بعضي وقتا توي بيابون ، جغدها زير ماه خسته ميشن و غش مي کنند.
-
بوفها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gufi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gufi" با ترجمه به فارسی
-
جغد ماهیخوار مالای
-
شاهبوف
-
joghd · بوف · جغد
-
شاه بوف
-
جغد تالابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن