ترجمه "hobby" به فارسی

sargarmi, tafannon, سرگرمی بهترین ترجمه های "hobby" به فارسی هستند.

hobby noun masculine دستور زبان

Attività praticata per piacere da una persona durante il tempo libero ( come, per esempio, collezionare francobolli o lavorare a maglia).

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • sargarmi

  • tafannon

  • سرگرمی

    noun

    Il mio hobby è ascoltare musica.

    سرگرمی من گوش سپردن به موسیقی است.

  • ترجمه های کمتر

    • تفنن
    • مشغولیت
    • کار
    • کار جزیی
    • کار ذوقی
    • کار فرعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hobby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hobby"

عباراتی شبیه به "hobby" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hobby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه