ترجمه "ibrido" به فارسی
دورگه ترجمه "ibrido" به فارسی است.
ibrido
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
دورگه
incrocio fra due specie diverse
E sembra che fossero ibridi, incapaci di riprodursi.
ظاهراً این فرزندان دورگه توانایی تولید مثل نداشتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ibrido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ibrido" با ترجمه به فارسی
-
سياهكاج دورگه · لاریکس ارولپیس
-
ارقام دورگه · دورگهها · هیبریدها
-
بنیه دورگه · دورگه نیرومند · دگرینگی · هتروزیس
-
پیوند زدن
-
توليد بذر دورگه
-
دورگههاي سيتوپلاسمي · دورگههای پیکری · سیتورگهها · هیبریدهای پیکری
-
خودروی اتصال برقی دوگانهسوز
-
پروتئینهای هیبرید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن