ترجمه "illuminazione" به فارسی
cerâghâni, roushanâʼi, روشنایی بهترین ترجمه های "illuminazione" به فارسی هستند.
illuminazione
noun
feminine
دستور زبان
La fornitura di luce artificiale per le strade e negli edifici.
-
cerâghâni
-
roushanâʼi
-
روشنایی
Non è passato molto tempo da quando la nostra illuminazione proveniva da questo tipo di lampade.
مدت زیادی نگذشه که روشنایی ما با اینگونه لامپها انجام می شد.
-
ترجمه های کمتر
- نورپردازی
- روشنايي
- روشنكردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illuminazione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illuminazione" با ترجمه به فارسی
-
روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
-
روشنایی معابر
-
روشنایی گاز · شعله گاز · چراغ گاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن