ترجمه "imbarazzato" به فارسی
khejel, moʼazzab, sharmandé بهترین ترجمه های "imbarazzato" به فارسی هستند.
imbarazzato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
khejel
-
moʼazzab
-
sharmandé
-
ناجور
adjectiveBallare senza musica è strano e poco soddisfacente, e imbarazzante.
رقصیدن بدون موسیقی ناجور است و کامل نیست—حتّی شرمسار است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imbarazzato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imbarazzato" با ترجمه به فارسی
-
شرم (احساس)
-
sharmandé kardan · خجالت دادن · شرمسار شدن · شرمنده کردن · مانع شدن · مختل کردن
-
sharmandé kardan
-
khejâlat nârâhati · ru-dar-bâyesti · خجالت
-
ناجور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن