ترجمه "imbroglione" به فارسی

câkhân, faribkâr, kolâh-bardâr بهترین ترجمه های "imbroglione" به فارسی هستند.

imbroglione noun masculine دستور زبان

Persona che agisce in maniera disonesta.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • câkhân

  • faribkâr

  • kolâh-bardâr

  • متقلب

    noun

    Beh, bene abbastanza da sapere che era un viscido e un imbroglione.

    . خب ، به اندازه اي که ميدونم يه راسو و متقلب بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imbroglione " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "imbroglione" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه