ترجمه "imbuto" به فارسی
قیف, qif بهترین ترجمه های "imbuto" به فارسی هستند.
imbuto
noun
masculine
دستور زبان
-
قیف
nounstrumento usato per travasare liquidi in contenitori dall'imboccatura stretta
Ora puoi prendermi una bottiglia, dei tubi e un imbuto?
حالا میشه یه بطری ، یکم شلنگ و یه قیف پیدا کنی ؟
-
qif
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imbuto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imbuto" با ترجمه به فارسی
-
قیف جدا کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن