ترجمه "impacciato" به فارسی

dast-pâcé, بد ترکیب, كيري بهترین ترجمه های "impacciato" به فارسی هستند.

impacciato adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • dast-pâcé

  • بد ترکیب

    adjective
  • كيري

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • هدومزاان
    • چلفتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impacciato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impacciato" با ترجمه به فارسی

  • مانع شدن · مختل کردن
  • ru-dar-bâyesti · امتناع · بازدارنده · بازماندگی · تحیر · حالت · مانع · مانع شونده · مخمصه · منع کننده · وضع خطرناک · پاگیر · پاگیری
اضافه کردن

ترجمه های "impacciato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه