ترجمه "imperatore" به فارسی
امپراتور, shâh, امپراطور بهترین ترجمه های "imperatore" به فارسی هستند.
imperatore
noun
masculine
دستور زبان
-
امپراتور
nounTitolo
Come imperatore Tiberio ebbe sia virtù che vizi.
تیبریوس، در مقام امپراتور، از فضایل و معایبی برخوردار بود.
-
shâh
-
امپراطور
noun masculineAlessio Comneno, imperatore bizantino, guidò il suo esercito in battaglia contro le orde scite.
الکسیوس کومنینوس، امپراطور بیزانس، سپاهش را برای رویارویی با دستهٔ سکاها در جنگ رهبری میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- شاهماهي
- لاترینوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imperatore
Imperatore (Warhammer 40.000)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Imperatore" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Imperatore در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "imperatore" با ترجمه به فارسی
-
پنگوئن امپراتور
-
جلالالدین محمد اکبر
-
شاهماهي
-
scoiattoli imperatori della foresta
-
پنگوئن فرمانفرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن