ترجمه "imposte" به فارسی
مالیاتها ترجمه "imposte" به فارسی است.
imposte
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
مالیاتها
8 Ancor peggio delle tasse e delle leggi romane, però, era il peso imposto alla gente comune dai capi religiosi dell’epoca.
۸ ولی باری که توسط رهبران مذهبی آن زمان، بر دوش مردم عادی گذاشته میشد، بدتر از مالیاتها و قوانین رومی بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imposte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imposte" با ترجمه به فارسی
-
مالیات مستقیم
-
tahmil kardan · از پیش بردن · تحميل كردن · تحمیل کردن · ضربت زدن · مجبورکردن
-
bâj · mâliyât · باج · تاکس · تعرفه · تقاضای سنگین · حائل · خدمت · خراج · دیافراگم · مالیات · ماموریت · ملامت · پشت پنجره · کار
-
تعرفهها
-
سرعت
-
مالیات زمین
-
مالیات غیرمستقیم
-
اضافه مالیات · جریمه مالیاتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن