ترجمه "imprese" به فارسی
بنگاههای اقتصادی, شرکتها, کسب و کارها بهترین ترجمه های "imprese" به فارسی هستند.
imprese
noun
feminine
دستور زبان
-
بنگاههای اقتصادی
-
شرکتها
nounai governi locali e alle imprese
دولت محلی، برای شرکتها،
-
کسب و کارها
Ridurre l'inquinamento è costoso, perciò le imprese non vogliono farlo.
کاهش آلودگی پرهزینه است، بنابراین کسب و کارها قصد انجام این کار را ندارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imprese " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imprese" با ترجمه به فارسی
-
ائتلافها
-
تشکیلات بزرگ
-
اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
-
eqdâm · taʼsis · تجارت · تلاش · جد و جهد · سعی · سعی بلیغ · شركت · شرکت · عمل · عمل تهورآمي · فتح نمایان · چالش · کار · کار برجسته · کسب و کار · کسبوکار · کمپانی · کوشیدن
-
صنعت مهماننوازی
-
کارآفرینی اجتماعی
-
بنگاههای اقتصادی مبتنی بر مزرعه · مزارع · مزارع دامداري
-
کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن