ترجمه "in" به فارسی
در, dar, اندر بهترین ترجمه های "in" به فارسی هستند.
in
adposition
Contenuto o rinchiuso da. [..]
-
در
noun verb adpositionAdoro fare i miei acquisti in questo centro commerciale.
من دوست دارم در آن فروشگاه تجاری خرید کنم.
-
dar
adposition -
اندر
adpositionE i venture capitalist lo sanno, e sono anche in grado di finanziare le altre perdite da quel successo.
و دست اندر کاران سرمایه مخاطره آمیز این را می دانند، و عملاً قادرند از دل همان موفقیت بودجهٔ سایر شکست ها را تامین کنند،
-
ترجمه های کمتر
- darun
- dâkhel
- tu
- به
- پیش
- زی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " in " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "in"
عباراتی شبیه به "in" با ترجمه به فارسی
-
كودهاي شيميايي معلق · محلولهاي كود شيميايي · کودهای شیمیایی مایع
-
جدال کردن
-
زراعت راهرویی · كشت مخلوط پرچيني · كشت منطقهاي · کشت راهرویی
-
کشت نواری
-
kollan
-
فیلتر سهولت سازی خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن