ترجمه "incaricato" به فارسی

maʼmur, motesaddi, movazzaf بهترین ترجمه های "incaricato" به فارسی هستند.

incaricato adjective verb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • maʼmur

  • motesaddi

  • movazzaf

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incaricato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incaricato" با ترجمه به فارسی

  • maʼmuriyat · post · اجازه نامه · امرمهم · بجای · تکلیف · جا · خوابگاه کشتی · در عوض · طرح · متعهد · محل · مزرعه · مسکن · وظيفه · وظیفه · پروانه · یادداشت مختصر
  • پُستي را به عهده داشتن
  • maʼmur kardan · movazzaf kardan
  • شارژدافر · کاردار
اضافه کردن

ترجمه های "incaricato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه