ترجمه "indebolire" به فارسی
از کار انداختن, ستوهیدن, سست کردن بهترین ترجمه های "indebolire" به فارسی هستند.
indebolire
verb
دستور زبان
Per distruggere proprietà o ostacolare operazioni normali.
-
از کار انداختن
verb -
ستوهیدن
-
سست کردن
verb10, 11. (a) Quali “dardi infuocati” di Satana potrebbero indebolire la nostra fede?
۱۰، ۱۱. الف) شیطان از چه «تیرهای آتشینی» برای سست کردن ایمان ما استفاده میکند؟
-
ناتوان کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indebolire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن