ترجمه "indefinito" به فارسی
تعریف نشده, مبهم بهترین ترجمه های "indefinito" به فارسی هستند.
indefinito
adjective
masculine
دستور زبان
-
تعریف نشده
adjectiveIl concetto di benessere fisico è indefinito, come abbiamo appena ascoltato da Michael Specter.
مفهوم سلامت جسمانی نیز تعریف نشده است.
-
مبهم
adjectiveA loro la parola “dio” fa pensare solo a una forza indefinita o a una causa astratta.
در نظر آنها واژهٔ «خدا» ممکن است تداعیکنندهٔ نیرویی بینشان یا علتی مبهم باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indefinito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن