ترجمه "indicatore" به فارسی
اندازه, درجه بهترین ترجمه های "indicatore" به فارسی هستند.
indicatore
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qualcosa che fornisce un'indicazione specialmente riguardo ad una tendenza.
-
اندازه
noun masculineE lei, come autista, è in contatto col serbatoio solo tramite gli indicatori.
و شما به عنوان يک راننده فقط ميتوانيد يك رابطه غيرمستقيم به مخزن سوخت... از طريق اندازه ها ارتباط برقرار کنيد.
-
درجه
nouncome tre indicatori di una ruota gigante.
سه درجه روی یک چرخ بزرگ ببینید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indicatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indicatore" با ترجمه به فارسی
-
زيستشناساگرها · شناساگرهاي خاك · شناساگرهاي خاك (موجودات زنده) · شناساگرهاي زيستشيميايي · موجودات زنده شناساگر · نشانگرهاي زيستي · گونه شناساگر
-
شناساگرهاي زيستي
-
شناساگرهاي بومشناختي
-
نشانگرهای اجتماعی
-
شاخص در دسترس بودن
-
زيستشناساگرها · شناساگرهاي خاك · شناساگرهاي زيستشيميايي · موجودات زنده شناساگر · نشانگرهاي زيستي · گونه شناساگر
-
شاخصهای توسعه
-
تابع مشخصه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن