ترجمه "indotto" به فارسی
جوشن, میله فلزی بهترین ترجمه های "indotto" به فارسی هستند.
indotto
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
جوشن
noun -
میله فلزی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indotto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indotto" با ترجمه به فارسی
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
لالا کردن
-
تحمل ايمني اتخاذی · تحمل ايمني مصنوعي · حساسيتزدايي ايمني · حساسيتزدايي ايمنيشناختي · سركوب ايمني اختصاصي · سركوب ايمني غيراختصاصي · سركوب ايمني مصنوعي · سرکوب ایمنی · کاهش ایمنی مصنوعی
-
القا گل · گلانگيزي · گلدهی القایی
-
القا فحلي · تخمريزي القايي · تخمکگذاری القایی · پسدوشي تخمهاي ماهي
-
مقاومت القایی
-
زایمان القایی
-
تخمریزی · تخمگذاري القايي · تخمگذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن