ترجمه "infrangere" به فارسی
تخلف کردن, دلخور کردن, رخنه کردن در بهترین ترجمه های "infrangere" به فارسی هستند.
infrangere
verb
دستور زبان
Far finire in due o più pezzi, che non possono essere facilmente riuniti.
-
تخلف کردن
verb -
دلخور کردن
verb -
رخنه کردن در
verb -
نقض کردن
verbHa commesso un crimine e ha infranto la legge.
مرتکب جرم شده ، قوانین رو نقض کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infrangere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن