ترجمه "ingombrante" به فارسی
eshghâl konandé, jâ-gir, سنگین بهترین ترجمه های "ingombrante" به فارسی هستند.
ingombrante
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
eshghâl konandé
-
jâ-gir
-
سنگین
adjectivePerché vorresti questa macchina grossa e ingombrante,
« این این ماشین بزرگ، سنگین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingombrante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ingombrante" با ترجمه به فارسی
-
eshghâl kardan · ممانعت کردن
-
بازماندگی · درهم ريخته · مانع · پاگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن