ترجمه "ingresso" به فارسی
dar, vorudi, سرسرا بهترین ترجمه های "ingresso" به فارسی هستند.
ingresso
noun
masculine
دستور زبان
Modo o mezzo di iniziare o accedere a qualcosa.
-
dar
-
vorudi
-
سرسرا
noun
-
ترجمه های کمتر
- اطاق انتظار
- حق دخول
- دالان سرپوشیده
- درآمدن
- دهلیز
- راهرو
- سالن انتظار
- هشتی
- ورود
- کفش کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingresso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ingresso
-
راهرو بزرگ و یا سالن ورودی
عباراتی شبیه به "ingresso" با ترجمه به فارسی
-
مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن