ترجمه "ininterrotto" به فارسی

بیوقفه, متوالی, مداوم بهترین ترجمه های "ininterrotto" به فارسی هستند.

ininterrotto adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیوقفه

    adjective masculine

    McNeill, osserva: “L’avventura dell’uomo sulla faccia di questo pianeta è stata una serie quasi ininterrotta di crisi e sconvolgimenti dell’ordine stabilito della società”.

    مکنیل خاطرنشان میکند: «ماجراجوییهای انسان بر روی این کرهٔ خاکی تنها منجر به دورههای بحرانی تقریباً بیوقفه و اختلال در نظم مرسوم جامعه شده است.»

  • متوالی

    adjective masculine
  • مداوم

    adjective masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ininterrotto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ininterrotto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه