ترجمه "intaglio" به فارسی
برش, شکاف, منبتکاری بهترین ترجمه های "intaglio" به فارسی هستند.
intaglio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
برش
nounMi dispiace di non avere intagliato la zucca con te.
متاسفم که کدوتنبل رو باهم برش ندادیم
-
شکاف
noun -
منبتکاری
attività che consiste nel rimuovere materia da pietra, metalli, pietre dure, legno al fine di creare opere d'arte
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intaglio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Intaglio
-
چاپ هلیوگراور
عباراتی شبیه به "intaglio" با ترجمه به فارسی
-
تراشیدن
-
حک شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن