ترجمه "integrale" به فارسی
انتگرال, mokammel, tamâm بهترین ترجمه های "integrale" به فارسی هستند.
integrale
adjective
masculine
دستور زبان
-
انتگرال
nounoperatore matematico
Era una teoria terribilmente complicata piena di integrali e formule davvero difficili e matematica e via dicendo.
يك نظريه به غايت پيچيده بود پر از انتگرال هاى سخت و فرمول و رياضيات و الى آخر.
-
mokammel
-
tamâm
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " integrale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "integrale" با ترجمه به فارسی
-
انتگرال حجمی
-
انتگرال سطحی
-
خودرو چهار چرخ محرک
-
کل محصولات سیلوشده
-
شكر تصفيهشده · شكر خام · شكر زرد · شکر · قند · قند سفيد
-
انتگرال ناسره
-
انتگرال چندگانه
-
پروتئین تراغشایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن