ترجمه "integro" به فارسی
kâmel, monsajem بهترین ترجمه های "integro" به فارسی هستند.
integro
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Contenente tutto. [..]
-
kâmel
-
monsajem
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " integro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "integro" با ترجمه به فارسی
-
حفاظت يكپارچه · كنترل يكپارچه آفت · كنترل يكپارچه بيماري · کنترل یکپارچه
-
تولید یکپارچه کشاورزی
-
مديريت جامع زمين
-
حفاظت يكپارچه · كنترل يكپارچه آفت · كنترل يكپارچه بيماري · کنترل یکپارچه
-
آرتوكارپوس انتگرا · آرتوكارپوس انتگريفوليا · آرتوکارپوس هتروفیلوس
-
توسعه یکپارچه روستایی
-
حفاظت يكپارچه · كنترل يكپارچه آفت · كنترل يكپارچه بيماري · کنترل یکپارچه
-
آي.پي.ام · مديريت يكپارچه بيماري · مدیریت یکپارچه آفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن