ترجمه "interdetto" به فارسی
جلوگیری, حکم اداری, قدغن بهترین ترجمه های "interdetto" به فارسی هستند.
interdetto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
جلوگیری
noun -
حکم اداری
noun -
قدغن
nounE'il sequel più fico mai girato, interdetto in oltre 26 paesi.
اين بهترين فيلم چند قسمتي بوده تو 26 تا کشور قدغن شده
-
منع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interdetto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن