ترجمه "interferenza" به فارسی
dekhâlat, modâkhelé, برهمنهی بهترین ترجمه های "interferenza" به فارسی هستند.
interferenza
noun
feminine
دستور زبان
-
dekhâlat
-
modâkhelé
-
برهمنهی
-
تداخل
nounE' soggetto a molti rumori e a interferenze.
آن را در معرض بسیاری از سر و صدا و تداخل است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interferenza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Interferenza
-
برهمنهی
fenomeno fisico
-
تداخل
E' soggetto a molti rumori e a interferenze.
آن را در معرض بسیاری از سر و صدا و تداخل است.
-
تداخل الکترومغناطیسی
sovrapposizione di segnale nelle telecomunicazioni
عباراتی شبیه به "interferenza" با ترجمه به فارسی
-
مداخله آنزيمي · مهارکنندههای آنزیم
-
سیاست عدم مداخله · سیاست کناره گیری · عدم مداخله
-
سیاست عدم مداخله · سیاست کناره گیری · عدم مداخله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن