ترجمه "internazionale" به فارسی
بینالمللی, bein-ol-melali, بین المللی بهترین ترجمه های "internazionale" به فارسی هستند.
internazionale
adjective
masculine
دستور زبان
-
بینالمللی
adjectiveLa squadra di volontari include ragazzi da tutta l'isola, provenienti sia da scuole internazionali che locali.
تیم داوطلبانهای از بچهها از تمامی جزیره از مدارس محلی و بینالمللی بوجود آمد.
-
bein-ol-melali
-
بین المللی
adjectiveL'inglese è diventato una lingua internazionale.
انگلیسی به یک زبان بین المللی تبدیل شده است.
-
ترجمه های کمتر
- beyn-olmelali
- انترناسیونال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " internazionale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "internazionale" با ترجمه به فارسی
-
فهرست فرودگاههای بینالمللی بر پایه کشور
-
صلیب سرخ
-
ذخیرههای ارزی
-
ایستگاه فضایی بینالمللی
-
آبهاي درونمرزی بينالمللي · آبهای درونبوم بینالمللی
-
نارنجی بینالمللی
-
آژانس بينالمللي انرژي اتمي
-
روابط بینالملل · روابط بینالمللی · روابط خارجي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن