ترجمه "interno" به فارسی
داخل, darun, dâkhel بهترین ترجمه های "interno" به فارسی هستند.
interno
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
داخل
nounPotreste anche volerne prendere nota, insieme al soggetto, nella parte interna della copertina della vostra Bibbia.
همچنین میتوانی آنها را همراه با موضوع سخنرانی در داخل جلد کتاب مقدس خود یادداشت کنی.
-
darun
-
dâkhel
-
ترجمه های کمتر
- dâkheli
- tu
- استری
- داخله
- داخلی
- درون مرزی
- درون کشور
- درونی
- شاگرد شبانه روزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "interno"
عباراتی شبیه به "interno" با ترجمه به فارسی
-
موتورهای درونسوز
-
مودم داخلی
-
گياهان خانگي · گياهان درونخانهاي · گياهان مخزني · گیاهان گلدانی
-
مصرف داخلی
-
شکنج · لابیرنت · ماز · گوش داخلی · گوش درونی
-
سرخرگ تهیگاهی داخلی
-
آبهاي درونمرزی بينالمللي · آبهای درونبوم بینالمللی
-
انرژی درونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن