ترجمه "intervallo" به فارسی

فاصله, fâselé, ântrâkt بهترین ترجمه های "intervallo" به فارسی هستند.

intervallo noun verb masculine دستور زبان

Un periodo di tempo durante il quale qualcosa è disponibile.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    distanza tra due suoni

    Quattro eclissi di luna di seguito, con intervalli di sei mesi.

    چهار ماه گرفتي پي در پي با فاصله شش ماه از هم.

  • fâselé

  • ântrâkt

  • ترجمه های کمتر

    • بازه
    • توقف
    • درنگ
    • غیر دائم
    • پارهخط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intervallo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intervallo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "intervallo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه