ترجمه "intervento" به فارسی
modhâkhelé, ʼamal, مشارکت بهترین ترجمه های "intervento" به فارسی هستند.
intervento
noun
masculine
دستور زبان
-
modhâkhelé
-
ʼamal
-
مشارکت
noun masculineNel 1988, presso l'Università del Minnesota, ho partecipato ad alcuni interventi per il trapianto di pancreas.
در سال 1988 در دانشگاه ایالت مینه سوتا، من در یک سری کوچک از پیوند کامل لوزالمعده مشارکت کردم.
-
ترجمه های کمتر
- پادرمیانی
- پایمردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intervento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intervento" با ترجمه به فارسی
-
قيمتهاي مداخلهاي · قیمتهای کنترلشده
-
نوسازی
-
سیاست عدم مداخله · سیاست کناره گیری · عدم مداخله
-
مداخله حكومت · مداخله دولت
-
jarrâhi
-
دستكاري ژن · دستكاري ژنتيكي · مداخله ژنتيكي · مهندسی ژنتیک
-
مداخله حكومت · مداخله دولت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن