ترجمه "intreccio" به فارسی
بافت, گرفتاري بهترین ترجمه های "intreccio" به فارسی هستند.
intreccio
noun
verb
masculine
دستور زبان
Groviglio di fenomeni, fatti e sim. che interferiscono reciprocamente.
-
بافت
nounProducono sei diversi tipi di seta, che vengono intrecciati per creare una fibra,
آنها شش نوع مختلف تار تولید می کنند که دریک رشته به هم بافته می شود
-
گرفتاري
nounGroviglio di fenomeni, fatti e sim. che interferiscono reciprocamente.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intreccio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intreccio" با ترجمه به فارسی
-
bâftan · بافتن · در هم بافتن · درهم بافتن · درهم بافته شدن
-
رودخانه شریانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن