ترجمه "invecchiamento" به فارسی
سالخورده, سالمندی, پیری بهترین ترجمه های "invecchiamento" به فارسی هستند.
invecchiamento
noun
masculine
دستور زبان
-
سالخورده
noun masculine -
سالمندی
-
پیری
noun masculineHa segni di invecchiamento precoce, e delle linee intorno agli occhi.
زیر چشمت گود افتاده و دچار پیری زودرس شدی
-
ترجمه های کمتر
- سالخوردگي
- سالخوردگی
- پیرش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invecchiamento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "invecchiamento" با ترجمه به فارسی
-
رسیدگی · رسیدگی فراوردهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن