ترجمه "inventato" به فارسی
بی اساسی, بی موضوع بهترین ترجمه های "inventato" به فارسی هستند.
inventato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
بی اساسی
adjective -
بی موضوع
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inventato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inventato" با ترجمه به فارسی
-
ekhterâʼ kardan · اختراع کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · درست کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · چاپ زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن