ترجمه "invitato" به فارسی
مهمان, madʼov, mehmân بهترین ترجمه های "invitato" به فارسی هستند.
invitato
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
مهمان
noun masculineSolo che ho parlato di abiti, fiori, cibo e invitati fino a perdere il respiro.
اما از بسکه از لباس و گل و غذا و مهمان ها حرف زدم ديگه داغون شدم.
-
madʼov
-
mehmân
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invitato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Invitato
-
دعوت شده
Poi fui invitato a intraprendere l’opera nella circoscrizione.
در آن زمان از من دعوت شد تا به خدمت سیّاری مشغول شوم.
عباراتی شبیه به "invitato" با ترجمه به فارسی
-
daʼvat · jalb · تشویق · جلب · دعوت · نصحیت
-
ناهار خوردن
-
daʼvat kardan · دعوت كردن · دعوت کردن · فراخواندن
-
دعوت کننده
-
دعوت کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن