ترجمه "iris" به فارسی

zanbaq, زنبق, ایریس بهترین ترجمه های "iris" به فارسی هستند.

iris noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • zanbaq

  • زنبق

    noun

    Insieme al gusto dell'aroma di iris, accompagnate dal valzer fecero ben presto la loro comparsa le prime immagini del sogno.

    با طعم شيره ي زنبق در دهانم... که با صداي موسيقي والس همراه ميشد ، به زودي شروع به خواب ديدن کردم.

  • ایریس

    Hai detto che Iris potrebbe avere dei contatti.

    تو گفتی که ایریس ممکنه چند تا رابطه داشته باشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iris " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Iris

Iris (mitologia) [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایریس

    proper

    Iris (mitologia) [..]

    Hai detto che Iris potrebbe avere dei contatti.

    تو گفتی که ایریس ممکنه چند تا رابطه داشته باشه

  • جنس زنبق

    proper
  • زنبقها

    proper

تصاویر با "iris"

عباراتی شبیه به "iris" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "iris" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه