ترجمه "istruttore" به فارسی

morabbi, moʼallem, مربی بهترین ترجمه های "istruttore" به فارسی هستند.

istruttore adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • morabbi

  • moʼallem

  • مربی

    noun masculine

    Mi piace così tanto che tuttora, da adulta, prendo lezioni da un istruttore.

    من خیلی عاشق شنا کردن هستم که بعنوان یک آدم بالغ، من با مربی شنا می کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • اموزگار
    • دبیر
    • مدرس
    • معلم
    • یاد دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " istruttore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "istruttore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه