ترجمه "itinerario" به فارسی

khatt-e seir, برنامه سفر, جاده بهترین ترجمه های "itinerario" به فارسی هستند.

itinerario noun masculine دستور زبان

Il percorso previsto in un viaggio.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • khatt-e seir

  • برنامه سفر

    noun masculine

    Il team della Haas ha cambiato itinerario.

    تیم هاس تازه برنامه سفر اون رو عوض کرده

  • جاده

    noun

    percorso di un viaggio

  • ترجمه های کمتر

    • جریان معمولی
    • خط سیر
    • سفرنامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " itinerario " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "itinerario" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه