ترجمه "karma" به فارسی
کارما, سرنوشت, مراسم دینی بهترین ترجمه های "karma" به فارسی هستند.
karma
noun
masculine
دستور زبان
-
کارما
dottrina delle religioni dell'India per la quale ogni azione genera conseguenze morali
Ultimamente il karma ci ha solo preso a calci nei denti.
میدونی همین کارما این اواخر بدجوری سرویسمون کرده
-
سرنوشت
nounStai attirando su di te il karma negativo trattenendomi qui.
با نگه داشتن من توي اينجا داري سرنوشت بدي واسه خودت رقم ميزني.
-
مراسم دینی
noun -
کار
nounE'giustizia del karma ma non sono stato io.
دست سرنوشته ولي من کاري نکردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " karma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن