ترجمه "kink" به فارسی

kinky ترجمه "kink" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Un altro spazio dove si è formato un nuovo percorso sessuale è il coinvolgimento nel kink da parte delle donne queer. ↔ و یکی دیگر از فضاهایی که میتوان در آن ترسیم مسیر جدید رابطه جنسی را دید، فضای زنان تراجنسیتی هستند که در روابط جنسی عجیب شرکت میکنند.

kink
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • kinky

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kink " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kink" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Un altro spazio dove si è formato un nuovo percorso sessuale è il coinvolgimento nel kink da parte delle donne queer.
و یکی دیگر از فضاهایی که میتوان در آن ترسیم مسیر جدید رابطه جنسی را دید، فضای زنان تراجنسیتی هستند که در روابط جنسی عجیب شرکت میکنند.
TKM: il gioco con le corde è un'affascinante sottocategoria del kink.
تکم: خب، یکی از زیرمجموعههای جذاب روابط جنسی عجیب، طناب پیچ کردن است.
TKM: Questo non vuol dire che tutti ora debbano correre a dedicarsi al kink.
تکم: خب به این معنی نیست که همه باید با عجله در روابط جنسی عجیب شرکت کند.