ترجمه "labbro" به فارسی
لب, lab, لبه بهترین ترجمه های "labbro" به فارسی هستند.
labbro
noun
masculine
دستور زبان
-
لب
nounparte della bocca
Fino al punto di farmi sanguinare le labbra.
انقدر بوسيدمش که از لب هام خون جاري شد.
-
lab
noun masculine -
لبه
noun masculine" Labbra socchiuse, emettere suono, lingua in movimento, denti in avanti. "
" لبه هاي جيب ، خارج کردن باد از دهان در حرکت ، دندانهاي مشتاق. "
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " labbro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "labbro"
عباراتی شبیه به "labbro" با ترجمه به فارسی
-
lab · لب
-
لبه بزرگ
-
لبهای کوچک
-
لب شکری
-
لبه کوچک
-
لبهای بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن