ترجمه "labirinto" به فارسی
شکنج, لابیرنت, ماز بهترین ترجمه های "labirinto" به فارسی هستند.
labirinto
noun
masculine
دستور زبان
-
شکنج
noun masculine -
لابیرنت
noun masculineNo, il Labirinto rende gli uomini devoti, per diventare una mente sola dinanzi a Dio.
... نه ، لابیرنت ها می خوان تمام آدما دیندار بشن تا در مقابل خدا همه هم فکر باشن
-
ماز
noun masculinePer esempio, un gruppo all'università di Hokkaido in Giappone ha riempito un labirinto con la muffa melmosa.
برای مثال، یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه هوکایدو در ژاپن یک ماز را با کپک لجن پر کردند.
-
ترجمه های کمتر
- هزارتو
- پیچ وخم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " labirinto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "labirinto"
عباراتی شبیه به "labirinto" با ترجمه به فارسی
-
هزارتوی پن
-
لابیرنت استخوانی
-
باغ پر پیچ و خم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن