ترجمه "lacrime" به فارسی
اشکها, مايع اشكي بهترین ترجمه های "lacrime" به فارسی هستند.
lacrime
noun
feminine
دستور زبان
-
اشکها
Le lacrime delle donne si asciugano in fretta.
اشک زن زود خشک می شود.
-
مايع اشكي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lacrime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lacrime" با ترجمه به فارسی
-
شال تسبيح · شال تسبيح (گیاه) · كوييكس لاكريما-ژوبي · كوييكس لاكريماـژوبي · کوییکس لاکریما ژوبی
-
گریستن · گریه کردن
-
شال تسبيح · كوييكس لاكريما-ژوبي · كوييكس لاكريماـژوبي · کوییکس لاکریما ژوبی
-
ashk · ارس · اشک · خرد · قطره اشک · مقدار کمی · چاک · یک قطره
-
اشک تمساح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن