ترجمه "laghetto" به فارسی

berké, تالاب, دریاچه بهترین ترجمه های "laghetto" به فارسی هستند.

laghetto noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • berké

  • تالاب

    noun

    Tu e gli altri ragazzi prendete la barca e portatela nel laghetto.

    تو و بقيه در عوض قايق رو به سمت تالاب هدايت کنين

  • دریاچه

    noun

    Quando la temperatura è molto bassa il laghetto si ghiaccia.

    هنگامی که درجهحرارت خیلی پائین است آن دریاچه یخ میبندد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laghetto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "laghetto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه